رضا قليخان هدايت
1377
مجمع الفصحاء ( فارسي )
بر آسمان شدن مصطفى ز هجرت بود * كجا گرفت بر او از محرم و شوال ز بختنصر نه تاريخ عبريست دليل * نه يزدگرد گرفت از زوال ملك ينال همان عطا كه ازو ذره بود كوه و ز مى * چگونه بار بود و يك بر دو صد حمال سپاس باد كه ناقد بصير داد خداى * نبهره نيك شناسد ز سيم خرد و حلال بهانه نيست سخا را دگر بهانه مجوى * كرانه نيست عطا را دگر مرنج و منال بچون تو ابر نبندد فروغ شمسهء دهر * بلند كوه نجنبد بچون تو باد شمال ز تو سرشك نيايد بهار خيره مناز * ز تو نهال نيايد درخت چيره مبال صدقت طعنه زند پشه زندهپيلان را * بجهد خويش كند گرد زنده پيل مجال و ليكن آنكه ازو بيخ كند بايد كوه * بمعركه اندر دندان پيل بايد و بال نخست مصرع من برنگين نگار كنند * هنوز مصرع ديگر خرد سگال سگال خيال شعر تو هرگز زمين ما بنسود * زبان ناقد اشعار و مطرب قوال ايا يگانه بهر فن ز طول و عرض جهان * كجا زمانه كند عرض بىهمال رجال